تبليغاتX
یار آشنا

یار آشنا
متی ترانا و نراک

  

  بسمه تعالی و بذکر ولیه


حلول ماه ربيع الاول مبارك باد


[ چهارشنبه 5 بهمن1390 ] [ 15:9 ] [ ] [ ]
بسمه تعالی و بذکر ولیه 

 
علی بن مهزیار اهوازی از محبین و شیفتگان امام

زمان«ارواحنافداه»بود.

ایشان بیست سفر به مکه رفت تا مولا و

صاحبش را زیارت کند،در سفربیستم توفیق زیارت نصیبش شد.


وقتی که قاصد آمد علی بن مهزیار را خدمت

 حضرت ببرد ازاو پرسید: چه میخواهی؟


به قاصد حضرت عرض کرد:

«اریدالامام المحجوب عن العالم».

من دنبال امامی میگردم که محجوب

 و غایب از دیدگان عالم است.


قاصدگفت :جواب غلطی دادی.

«وماهوالمحجوب عن العالم ولکن حجبه سوء اعمالکم».

حضرت محجوب از عالم نیست.

اعمال بدشما او را محجوب کرده است.


گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟

/  گفتا توخود حجابی ورنه رخم عیان است


قاصدعلی بن مهزیار را آورد خدمت امام زمان«ارواحنافداه».

 می گوید:

وقتی خواستیم برمحضر مبارک

 امام زمان «ارواحنافداه» واردبشویم گفتم:

اسبم را کجا ببندم؟


معلوم شد غیر از عشق حضرت

چیز دیگری هم در دلش هست.

آقا گفته است بیا ولی او هنوز اسبش را

فراموش نکرده است.

این تعلقات دنیوی ما را گرفتارکرده است.


علی بن مهزیار می گوید: خدمت حضرت رسیدم ونشستم .

اولین سوال حضرت این بود:


«یااباالحسن !ماالذی بطا بک عنا الی الان»:

چه شدکه تاالان به نزد ما نیامدی؟چرا تاخیر افتاد؟


«قدکنا نتوقعک لیلا ونهارا»:

شب وروز منتظرتو بودیم.

(جانهای مافدای آن آقایی که شب و روز

منتظر دیدن وآمدن شیعیان ومحبینش هست.)


علی بن مهزیارگفت: من بیست سفربه خاطرشما

 آمدم ولی سفربیستم توفیق
پیداکردم.!!!

ولی امام زمان«ارواحنافداه»:فرمودند:


«لا ولکنکم کثرتم الاموال وتجبرتم

 علی الضعفاء المومنین وقطعتم الرحم

 الذی بینکم فای عذرلکم؟»


سه چیز باعث شده که پیش مانیایید:
۱) کثرتم الاموال : دنبال دنیا بودن.

مااین همه که درشبانه روز برای دنیا

 وقت می گذاریم چند ساعت برای

 امام زمان «ارواحنافداه» وقت گذاشتیم؟!


دنبال آقابودن بادنبال دنیا بودن جمع نمی شود.


۲) تکبروبزرگی دربرابر ضعیفان.

این تکبرهم درهمه زندگی ممکن

است جاری است:درخانواده،محل کار،جامعه و…

 .بااین بزرگی وتکبر نباید انتظارداشته

باشیم خدمت آقاشرفیاب شویم.

تکبروبزرگی فقط برای خداست.


۳) قطع رحم کردن.
متاسفانه درزندگی امروز صله رحم

 خیلی کمرنگ شده وحتی باهربهانه ای

 ازدوستان وخویشاوندان فاصله می گیریم.


آیاحاضریم به خاطر امام زمانمان

 اختلافات را کناربگذاریم وبه دیدن همدیگربرویم؟


حضرت فرمودند:اکنون چه عذری داری؟

گفتم:آقاجان مراببخش.آقاجان توبه.


حضرت فرمودند: علی بن مهزیار!

اگراستغفارشما برای همدیگر نبود ما

رحمتمان را ازشما قطع می کردیم.

همین استغفار ومهربانی که نسبت به همدیگر

 داریدسبب شده که لطف مابه شما برسد.


حال بنگریم چه اندازه درفکرامام زمان«ارواحنافداه»

وجلب رضایتش هستیم؟!
اللهم عجل لولیک الفرج وامنن

علینا برضاه وهب لنا رافته

ورحمته و دعائه و خیره

[ چهارشنبه 21 دی1390 ] [ 0:28 ] [ ] [ ]
 


بسمه تعالی و بذکر ولیه


السلام علیک یا ابا عبد الله


 در فضیلت شرکت در مراسم عزاداری حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام و


گریه بر مصائب وارد بر آن بزرگوار و اهل بیت مظلومشان روایات متعدد است

مانند این روایت :


حضرت امام  صادق علیه  السلام فرمودند  :


روزی  امام  حسین  علیه  السلام به محضر  رسول  اکرم  صلی  علیه وآله


شرف یاب شد حضرت  به  اونظر فرمود و او را روی زانو مبارک


خود نشانید و فرمود همانا به خاطر کشته  شدن  حسین علیه  السلام


  حرارتی در دلهای  مومنین است  که  هرگز  سرد نمی شود سپس فرمود


پدرم فدای کشته هر اشکی است.به امام عرض شد:


یابن رسول الله کشته ی هر اشکی یعنی چه ؟  فرمود:


هیچ مومنی  متذکراو نمی شود مگر اینکه  گریان  شود .


(مستدرک الوسائل ص218 )

در این باب روایات متعددند اما در فضیلت و عظمت

عزای سالار شهیدان حضرت ابا عبداله علیه السلام همین بس

که حضرت بقیة الله روحی فداه درمصیبت جد بزرگوارشان

خون می گریند.لباس عزا بر تن دارند و با چشمانی اشکبار

بر جد مطهرشان عرضه می دارند:


سلام بر پيشواى دين ، سلام بر آن جايگاههاى براهين و حُجَجِ الهى ،


 درود بر آن پيشوايانِ سَروَر، سلام بر آن گريبان هاى چـاك شده،

 

سلام بر آن لب هاى خشكيده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ،

 

سـلام بر آن ارواحِ (از كالبد) خارج شده ،


سلام بر آن جسـدهاى عـريان و برهـنه ،

 

سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحيف ، سلام بر آن خون هاى جارى ،


سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ،


سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نيزه ها)،

سلام برآن بانوانِ بيرون آمده (از خيمه ها)،


سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانيان،


(بخشهایی از زیارت ناحیه مقدسه)


ای پدر جان ،ای مولای غریب

ما نیز در شهادت جد بزرگوارتان عزاداریم

ما نیز جامه سیه به تن داریم

ما نیز با دیدگان اشکبار به مجلس عزای جدتان میرویم

تا با ناله هایمان مرهمی باشیم بر دل سوخته شما

گر چه روسیاهیم اما خدمتتان عرضه می داریم


                 آجرک الله یا صاحب الزمان فی مصیبت جدک الحسین

السلام علیک یا ابا عبدالله

               


                    ایام عزاداری حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام بر وارث غدیر ،


                         پدر مهربانمان  حضرت صاحب الزمان  ارواحنا فداه و


                                         بر شیعیان  تسلیت باد.


گاه ابر و گاه باران می‏ شوم   

گاه از یک چشمه جوشان می‏شوم

گاه از یک کوه می‏آیم فرود
    

 آبشار پرغرورم گاه رود

گاه قطره، گاه دریا می‏شوم
   

گاه در یک کاسه پیدا می‏شوم

روز و شب هر گوشه کاری می‏کنم
   

باغها را آبیاری می‏کنم

نیست چیزی برتر از من در جهان
    

 زندگی از آب می‏گیرد نشان

گرچه آبم، روزی اما سوختم
    

 قطره تا دریا سراپا سوختم

تشنه‏ای آمد لبش را تر کند
    

چاره لب‏ تشنه ‏ای دیگر کند

تشنه‏ای آمد که سیرابش کنم
  

  مشک خالی داد تا آبش کنم

تشنه آن روز من عباس بود
  

 پاسدار خیمه‏ های یاس بود

خون عباس علمدار رشید
     

 قطره قطره در درون من چکید

داغی آن خون دلم را سوخته
   

 آتشی در جان من افروخته

چشمهایم خواب، موجم خفته باد
  

 آبی آرامشم آشفته باد

آب هستم؟ وای من مرداب به
   

 زندگی بخشم؟ نه، مرگ و خواب به

وای بر من، وای بر من، وای دل
  

  مانده در مرداب حسرت پای دل

پیچ و تاب رودم از درد دل است
 

برکه ازا ندوه دل، پا در گل است

گریه من، شرشر باران شده
  

غصه‏ ام در گریه‏ ها پنهان شده

دود داغم ابرها را تیره کرد
  

 آسمانها را سراپا تیره کرد

آب اگر شد اشک چشم از شرم شد
  
از خجالت‏ شور و تلخ و گرم شد

آب بودم، کربلا پشتم شکست
   

آبرویم رفت پستم، پست پست

حال از اکبر خجالت می‏کشم
   

  از علی‏ اصغر خجالت می‏کشم

 





[ یکشنبه 13 آذر1390 ] [ 10:0 ] [ ] [ ]

[ سه شنبه 8 آذر1390 ] [ 10:0 ] [ ] [ ]

[ سه شنبه 1 آذر1390 ] [ 8:59 ] [ ] [ ]

   بسمه تعالی و بذکر ولیه

عید غدیر خم روز اعلان امامت ، خلافت ، وصایت مولی الموحدین ،

حضرت امیر المومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام و

یازده فرزند مطهرشان علیهم السلام

بر تمامی محبین و شیعیان مبارک باد.


غدیر یعنی امامت امام حاضر حضرت بقیة الله


ارواحنا فداه


أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِي.


آگاه باشيد! همانا آخرين امام، قائم مهدي از ماست.


أَلا إِنَّهُ الظّاهِرُ عَلَي الدِّينِ.


هان! او بر تمامي اديان چيره خواهد بود.


أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظّالِمينَ.


هشدار! كه اوست انتقام گيرنده از ستمكاران.


أَلا إِنَّهُ فاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها.


هشدار! كه اوست فاتح دژها و منهدم كننده ي آنها.



     










[ سه شنبه 24 آبان1390 ] [ 10:10 ] [ ] [ ]

بسمه تعالی و بذکر ولیه


یادش بخیر تابستون یکی از دوستان صمیمیم از تهران با خانوادش اومده 

بودن مشهد چند روزی خونمون موندنو کارایی که مشهد داشتنو انجام 

دادن و بعد از چند روز تصمیم گرفتن برگردن شهرشون و حدودا ساعت

 11 صبح بود که زدن به جاده و رفتن.

بعد از یک ساعت بهش زنگ زدم گفتم کجایی گفت حدودا 50 کیلومتر از 

شهر خارج شدم و دارم میرم به طرف تهران و ان شاالله فردا به تهران 

می رسیم منم بهش گفتم همین الان برگرد که کار مهمی باهات دارم.

گفت چه کار مهمیه مگه؟ گفتم خیلی مهمه تو فقط برگرد تا بهت بگم، 

گفت خب تلفنی بگو اخه هوا خیلی گرمه و حوصله برگشتن ندارم در 

ضمن تهران کارای مهمی دارم که باید بهشون فردا رسیدگی کنم. منم 

گفتم نه نمیشه همین الان برگرد گفت خب بعدا بگو منم پامو کرده بودم 

توی یه کفشو می گفتم نه نمیشه باید برگردی اون بی چاره هم توی 

اون هوای گرم با ماشین بدون کولرو مدل پایینش دوباره برگشت و اومد 

خونمون وقتی منو دید خیلی مشتاق بود که این کار بزرگ بهش بگم و 

منم با همه وجودم بهش گفتم دوستت دارم!

ولی نمی دونم چرا مثل دیوونه ها نیگام کرد و با نهایت عصبانیت بهم 

گفت: همین؟ منم گفتم: اره! گفت: تو که قبلا هم بهم اینو گفته بودی؟ 

گفتم خب الان رسمی تر گفتم دیگه!

خیلی ناراحت شد که این همه راه کشوندمش تا فقط بهش بگم دوست 

دارم. خانوادش که می خواستن منو خفه کنن ولی باور کنید دوست 

داشتم جلوی همه بهش بگم دوست دارم.

واسه هرکسی این جریانو تعریف کردم بهم گفت: کارت اشتباه و از عقل 

به دور بوده نظر شما چیه؟

اره اگه حقیقت و بخواید هیچ عقل سالمی اینو قبول نمی کنه که من این 

دوستم و خانوادشو توی این گرما اذیت کنم

تا فقط بهش بگم دوست
دارم


پس چطور حرف اهل سنت و باور کنیم که می گن پیامبر اکرم صلی 

الله علیه وآله در غدیر خم 120 هزار نفر و توی صحرا و زیر نور افتاب سه 

روز نگه داشت و اخرش به حضرت علی علیه السلام فرمود: علی جان 

من تو رو دوست دارم؟؟؟؟؟؟؟

و علي أبن أبي طالب دوست من است !!!!!
                          
من که عقلم قبول نمی کنه

بقیه در ادامه مطلب





ادامه مطلب
[ پنجشنبه 19 آبان1390 ] [ 23:27 ] [ ] [ ]
بسمه تعالی و بذکر ولیه


         عرفه آمد ومن هنوزدرکوچه پس کوچه های تنگ وتاریک دلم سرگردانم....


هنوز دلتنگم و هنوز غریب....


امسال هم عرفه، اجازه ندادند عرفات باشم....



نتوانستم  همنفس با فرشتگان و همصدا با مولایم  در بهترین


سرزمین"عرفات" نیایش کنم........

 

          عرفه روز دعاست.خداخودبه دعا امر فرمودند  وبه اجابت ،ضمانت.


          چه دعایی باید کرد؟چه گفت؟چه خواست؟!!


          در روز عرفه باید خواستنی ترین خواسته عالم را خواست.....


            و هم نوا با چشم به راهان امیر عرفه در جای جای


سرزمین مقدس عرفات دست نیاز به


   سوی بی نیاز هستی بلند کرد و عرضه داشت:


   ای امیر عرفه بی‏ تو صفا نیست که نیست


   بی‏ تو در آن عرفه عشق و وفا نیست که نیست


   ای امیر عرفه، یوسف زهرا، مهدی


  حاجتی غیر ظهورت به خدا نیست که نیست


ای امیر عرفه تنها نیازمان تنفس در فضای دل انگیز ظهور توست.......


متی ترانا و نراک


[ چهارشنبه 11 آبان1390 ] [ 0:58 ] [ ] [ ]
   بسمه تعالی و بذکر ولیه


همه معصومین به نوعى از آمدن حضرت مهدى موعود


عجل الله تعالى فرجه


سخن گفته اند، از جمله حضرت جوادالائمه علیه السلام.


 حضرت عبدالعظیم حسنى یکى از شخصیت هاى ولائى


و پیروى بى چون و چرا از ولى الله زمان خویش بود


و نام نیک خود را در جریده عشاق ولائى نگاشت  است.


او که توفیق معاصر بودن با سه امام علیهم السلام را داشت


و نزد هر سه امام به منزلت رفیعى دست یافت .


حضرت عبدالعظیم حسنى نقل مى کند به خدمت مولایم


امام محمد بن على موسى علیه السلام شرفیاب شدم ،


میخواستم راجع به امام قائم از ایشان سوال نمایم ،


آیا او مهدى عجل الله تعالى فرجه است یا غیر او؟


امام جواد علیه السلام پیش از سؤال من فرمود:


اى اباالقاسم همانا قائم از ما (اهل بیت ) مهدى است


که در زمان غیبت واجب است انتظار او را بکشند و


در زمان ظهورش از او اطاعت کنند. او فرزند سوم من است ،


به خدایى که محمد صلى الله علیه و آله و سلم را به


نبوت مبعوث کرد و ما را به امامت مخصوص گردانده :


همانا اگر از دنیا نماند مگر یک روز هر آینه خداوند


آن روز را طولانى مى کند تا آن که ایشان خروج نمایند،


و زمین را از عدل و داد پر کند همانطور که از


ظلم و جور پر شده بود و خداى تبارک و تعالى کار او را


در یک شب سامان دهد، همانطور که کار کلیمش موسى


را در یک شب اصلاح فرمود او رفت تا براى خانواده خویش


آتشى بیاورد برگشت در حالی که به مقام رسالت و نبوت


نایل شده بود.


بعد امام جواد علیه السلام فرمود:


برترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.


منبع:  کمال الدین ،ج2 ،ص377



شهادت حضرت جواد الائمه علیه السلام بر فرزندشان


حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه تسلیت باد.


متی ترانا و تراک

[ پنجشنبه 5 آبان1390 ] [ 18:50 ] [ ] [ ]
  بسمه تعالی و بذکر ولیه


عمری به جز بیهوده گفتن سر نکردیم

تقویمها گفتند و ما باور نکردیم


دل در تب لبیک تاول زد ولی ما

لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم


بد جور دلم هوای بیت الله را کرده

دلم برا نگاه به کعبه پر میکشه .

برای سعی صفا و مروه !

برای نشستن کنار مستجار و ایستادن زیر ناودان طلا!

برا خوندن دعای توسل در طواف!

دارم برا رسیدن به صحرای عرفات آه میکشم!

در حسرت  نشستن زیر چادر های منا دلتنگم!

آرزوی یه بار دیگه قدم گذاشتن در خاک مشعررا دارم!

خدای من چه سفریست این حج واجب!چه رمزی در این عروج است؟

دلم برا نوای دلنشین لبیک اللهم لبیک تنگ شده!

دلم برا مُحرم شدن در مسجد شجره تنگ شده!

دلم برا حاجی شدن کنار یار آشنا تنگ شده!

دلم برا دنبال حضرت  گشتن در صحرای عرفات تنگ شده!

دلم برا خوندن دعای عرفه در زیر چادرها تنگ شده!

هوای مکه را دارم .اون هوایی را که اربابم توش نفس میکشه.

هوای یار غایب را دارم!

میشه؟...

واقعا میشه یه بار دیگه حج واجب قسمتم بشه؟؟

برام دعا کنین..


[ یکشنبه 17 مهر1390 ] [ 19:26 ] [ ] [ ]
درباره وبلاگ

گاهی دل، یاد یار آشنایش را دارد و بی تابی می کند...

دلنوشته های این گاه های دلتنگی، توشه های فردای ماست در پیمانی که بسته ایم.

و ترجیع بند نجوایمان با پدر، همان ندبه آدینه هاست:

«کی به هم می رسد ای یار، نگاه من و تو؟!»

...از دل گفتن و نوشتن، زیباست

برای یار آشنا سرودن، زیباتر است...

در دفتر کوچک دل، صفحه ای به او اختصاص دادیم

و اینجا، آیینه آن دل نوشته های غریبانه است

درددل های فرزند و پدر، خانوادگی است؛ اما کیست که فرزند او نباشد؟

همه هم خانواده ایم!

پس، ببینید و بخوانید و بگویید و بنویسید...

با همراهی شما در یاد کردن یار آشنا، ثابت قدم تریم...


لینک وبلاگ دوستان به منزله تایید محتویات آنان نیست.
امکانات وب