تبليغاتX
یار آشنا

یار آشنا
متی ترانا و نراک

[ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ 0:59 ] [ ] [ ]


بسمه تعالی و بذکر ولیه



بايد از فقدان گل، خونجوش بود

در فراق ياس، مشكي پوش بود



ياس ما را رو به پاكي مي برد


رو به عشقي اشتراكي مي برد


ياس يك شب را گل ايوان ماست


ياس تنها يك سحر مهمان ماست



بعد روي صبح، پرپر مي شود


راهي شبهاي ديگر مي شود



ياس مثل عطر پاك نيّـت است


ياس استنشاق معصوميّـت است



ياس بوي حوض كوثر مي دهد


عطر اخلاق پيمبر مي دهد



حضرت زهرا دلش از ياس بود


دانه هاي اشكش از الماس بود



داغ عطر ياس زهرا زير ماه


مي چكانيد اشك حيدر را به چاه



عشق محزون علي ياس است و بس


چشم او يك چشمه الماس است و بس



اشك مي ريزد علي مانند رود


بر تن زهرا: گل ياس كبود



گريه كن زيرا كه دُخت آفتاب


بي خبر بايد بخوابد در تراب



اين دل ياس است و روح ياسمين


اين امانت را امين باش اي زمين



نيمه شب دزدانه بايد در مغاك


ريخت بر روي گل خورشيد، خاك



ایام فاطمیه بر حضرت بقیة الله ارواحنا فداه تسلیت باد


متی ترانا و نراک

[ پنجشنبه 17 فروردین1391 ] [ 15:4 ] [ ] [ ]
بسمه تعالی و بذکر ولیه

یا مقلب القلوب و البصار

سال نو آمد و نیامد یار

یا مدبر الیل و النهار

 بی حضورش چه اشتیاق بهار ؟

یا محول الحول و الاحوال

منتهی کن فراق را به وصال

حول حالنا الی احسن الحال

به امید فرج همین امسال

سال نو مبارک


متی ترانا و نراک

[ سه شنبه 1 فروردین1391 ] [ 17:49 ] [ ] [ ]

بسمه تعالی و بذکر ولیه


منتظران 


بهار نزدیک است.





کوچه های شهر ما ویران نمی ماند عزیز

کار و بار عشق بی سامان نمی ماند عزیز

یک نفر فردا زمین را نور باران می کند

«مهدی» ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز





بهار دلها می آید.




متی ترانا و نراک

[ جمعه 19 اسفند1390 ] [ 0:54 ] [ ] [ ]

 

بسمه تعالی و بذکر ولیه


شرط اصلي همه ذکرها و عبادت ها

توجه و حضور قلب است.

اگر قلب و ذهن آدمي در ذکرها حضور

نداشته باشد و فقط زبان بچرخد,

تاثير تربيتي موثري ندارد.

 







يکي از شرايط تسبيح حضرت زهراسلام الله علیها اين است

که بلافاصله بعد از نماز خوانده شود.

يعني وقتي نماز به پايان رسيد،

قبل از اين که حالت تغيير پيدا کند

خواندن تسبيح حضرت زهراسلام الله علیها را شروع نمايد.

 قال الامام  الصادق علیه السلام

من سبح تسبيح فاطمۀ الزهرا قبل ان يثني

رجليه من صلاۀ الفريضۀ غفرالله

و ليبدأ بالتکبر «تهذيب الاحکام, ج2 ص1059»

کسي که در نمازهاي فريضه پس از سلام

و قبل از حرکت از مصلا تسبيح

حضرت زهرا سلام الله علیها  را بگويد, خداوند او

را مي آمرزد و بايد تسبيح را با تکبير آغاز کند.

سيد ابن طاووس در حديثي از امام صادقعلیه السلام

نقل مي کند حضرت فرموده‌اند:

بعد از تسبيح حضرت زهرا سلام الله علیها  را

کلمه شريف لا اله الا الله را بگوييد.

اذکار تسبيح بايد بدون وقفه و قطع کردن گفته شود

و در هنگام تسبيح از حرف هاي متفرقه يا

کارهايي که موجب فاصله افتادن

مي گردد, پرهيز و اجتناب شود.

حضرت امام صادق علیه السلام

تسبيح حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

را متصلا انجام مي دادند و

با چيز ديگري قطع نمي کردند.

[ یکشنبه 7 اسفند1390 ] [ 7:32 ] [ ] [ ]
   بسمه تعالی و بذکر ولیه


آغاز امامت قطب عالم امکان

حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا له فداه

بر شیعیان مبارک


نایت اسکین



عید الزهرا مبارک باد

به درک رفتن یزید ملعون مبارک باد


نایت اسکین



لعن علی عدوک یا علی

اولی و دومی و سومی


نایت اسکین


نایت اسکین


نایت اسکین


[ پنجشنبه 13 بهمن1390 ] [ 0:38 ] [ ] [ ]

  

  بسمه تعالی و بذکر ولیه


حلول ماه ربيع الاول مبارك باد


[ چهارشنبه 5 بهمن1390 ] [ 15:9 ] [ ] [ ]
بسمه تعالی و بذکر ولیه 

 
علی بن مهزیار اهوازی از محبین و شیفتگان امام

زمان«ارواحنافداه»بود.

ایشان بیست سفر به مکه رفت تا مولا و

صاحبش را زیارت کند،در سفربیستم توفیق زیارت نصیبش شد.


وقتی که قاصد آمد علی بن مهزیار را خدمت

 حضرت ببرد ازاو پرسید: چه میخواهی؟


به قاصد حضرت عرض کرد:

«اریدالامام المحجوب عن العالم».

من دنبال امامی میگردم که محجوب

 و غایب از دیدگان عالم است.


قاصدگفت :جواب غلطی دادی.

«وماهوالمحجوب عن العالم ولکن حجبه سوء اعمالکم».

حضرت محجوب از عالم نیست.

اعمال بدشما او را محجوب کرده است.


گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟

/  گفتا توخود حجابی ورنه رخم عیان است


قاصدعلی بن مهزیار را آورد خدمت امام زمان«ارواحنافداه».

 می گوید:

وقتی خواستیم برمحضر مبارک

 امام زمان «ارواحنافداه» واردبشویم گفتم:

اسبم را کجا ببندم؟


معلوم شد غیر از عشق حضرت

چیز دیگری هم در دلش هست.

آقا گفته است بیا ولی او هنوز اسبش را

فراموش نکرده است.

این تعلقات دنیوی ما را گرفتارکرده است.


علی بن مهزیار می گوید: خدمت حضرت رسیدم ونشستم .

اولین سوال حضرت این بود:


«یااباالحسن !ماالذی بطا بک عنا الی الان»:

چه شدکه تاالان به نزد ما نیامدی؟چرا تاخیر افتاد؟


«قدکنا نتوقعک لیلا ونهارا»:

شب وروز منتظرتو بودیم.

(جانهای مافدای آن آقایی که شب و روز

منتظر دیدن وآمدن شیعیان ومحبینش هست.)


علی بن مهزیارگفت: من بیست سفربه خاطرشما

 آمدم ولی سفربیستم توفیق
پیداکردم.!!!

ولی امام زمان«ارواحنافداه»:فرمودند:


«لا ولکنکم کثرتم الاموال وتجبرتم

 علی الضعفاء المومنین وقطعتم الرحم

 الذی بینکم فای عذرلکم؟»


سه چیز باعث شده که پیش مانیایید:
۱) کثرتم الاموال : دنبال دنیا بودن.

مااین همه که درشبانه روز برای دنیا

 وقت می گذاریم چند ساعت برای

 امام زمان «ارواحنافداه» وقت گذاشتیم؟!


دنبال آقابودن بادنبال دنیا بودن جمع نمی شود.


۲) تکبروبزرگی دربرابر ضعیفان.

این تکبرهم درهمه زندگی ممکن

است جاری است:درخانواده،محل کار،جامعه و…

 .بااین بزرگی وتکبر نباید انتظارداشته

باشیم خدمت آقاشرفیاب شویم.

تکبروبزرگی فقط برای خداست.


۳) قطع رحم کردن.
متاسفانه درزندگی امروز صله رحم

 خیلی کمرنگ شده وحتی باهربهانه ای

 ازدوستان وخویشاوندان فاصله می گیریم.


آیاحاضریم به خاطر امام زمانمان

 اختلافات را کناربگذاریم وبه دیدن همدیگربرویم؟


حضرت فرمودند:اکنون چه عذری داری؟

گفتم:آقاجان مراببخش.آقاجان توبه.


حضرت فرمودند: علی بن مهزیار!

اگراستغفارشما برای همدیگر نبود ما

رحمتمان را ازشما قطع می کردیم.

همین استغفار ومهربانی که نسبت به همدیگر

 داریدسبب شده که لطف مابه شما برسد.


حال بنگریم چه اندازه درفکرامام زمان«ارواحنافداه»

وجلب رضایتش هستیم؟!
اللهم عجل لولیک الفرج وامنن

علینا برضاه وهب لنا رافته

ورحمته و دعائه و خیره

[ چهارشنبه 21 دی1390 ] [ 0:28 ] [ ] [ ]
 


بسمه تعالی و بذکر ولیه


السلام علیک یا ابا عبد الله


 در فضیلت شرکت در مراسم عزاداری حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام و


گریه بر مصائب وارد بر آن بزرگوار و اهل بیت مظلومشان روایات متعدد است

مانند این روایت :


حضرت امام  صادق علیه  السلام فرمودند  :


روزی  امام  حسین  علیه  السلام به محضر  رسول  اکرم  صلی  علیه وآله


شرف یاب شد حضرت  به  اونظر فرمود و او را روی زانو مبارک


خود نشانید و فرمود همانا به خاطر کشته  شدن  حسین علیه  السلام


  حرارتی در دلهای  مومنین است  که  هرگز  سرد نمی شود سپس فرمود


پدرم فدای کشته هر اشکی است.به امام عرض شد:


یابن رسول الله کشته ی هر اشکی یعنی چه ؟  فرمود:


هیچ مومنی  متذکراو نمی شود مگر اینکه  گریان  شود .


(مستدرک الوسائل ص218 )

در این باب روایات متعددند اما در فضیلت و عظمت

عزای سالار شهیدان حضرت ابا عبداله علیه السلام همین بس

که حضرت بقیة الله روحی فداه درمصیبت جد بزرگوارشان

خون می گریند.لباس عزا بر تن دارند و با چشمانی اشکبار

بر جد مطهرشان عرضه می دارند:


سلام بر پيشواى دين ، سلام بر آن جايگاههاى براهين و حُجَجِ الهى ،


 درود بر آن پيشوايانِ سَروَر، سلام بر آن گريبان هاى چـاك شده،

 

سلام بر آن لب هاى خشكيده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار ،

 

سـلام بر آن ارواحِ (از كالبد) خارج شده ،


سلام بر آن جسـدهاى عـريان و برهـنه ،

 

سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحيف ، سلام بر آن خون هاى جارى ،


سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده ،


سلام بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نيزه ها)،

سلام برآن بانوانِ بيرون آمده (از خيمه ها)،


سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانيان،


(بخشهایی از زیارت ناحیه مقدسه)


ای پدر جان ،ای مولای غریب

ما نیز در شهادت جد بزرگوارتان عزاداریم

ما نیز جامه سیه به تن داریم

ما نیز با دیدگان اشکبار به مجلس عزای جدتان میرویم

تا با ناله هایمان مرهمی باشیم بر دل سوخته شما

گر چه روسیاهیم اما خدمتتان عرضه می داریم


                 آجرک الله یا صاحب الزمان فی مصیبت جدک الحسین

السلام علیک یا ابا عبدالله

               


                    ایام عزاداری حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام بر وارث غدیر ،


                         پدر مهربانمان  حضرت صاحب الزمان  ارواحنا فداه و


                                         بر شیعیان  تسلیت باد.


گاه ابر و گاه باران می‏ شوم   

گاه از یک چشمه جوشان می‏شوم

گاه از یک کوه می‏آیم فرود
    

 آبشار پرغرورم گاه رود

گاه قطره، گاه دریا می‏شوم
   

گاه در یک کاسه پیدا می‏شوم

روز و شب هر گوشه کاری می‏کنم
   

باغها را آبیاری می‏کنم

نیست چیزی برتر از من در جهان
    

 زندگی از آب می‏گیرد نشان

گرچه آبم، روزی اما سوختم
    

 قطره تا دریا سراپا سوختم

تشنه‏ای آمد لبش را تر کند
    

چاره لب‏ تشنه ‏ای دیگر کند

تشنه‏ای آمد که سیرابش کنم
  

  مشک خالی داد تا آبش کنم

تشنه آن روز من عباس بود
  

 پاسدار خیمه‏ های یاس بود

خون عباس علمدار رشید
     

 قطره قطره در درون من چکید

داغی آن خون دلم را سوخته
   

 آتشی در جان من افروخته

چشمهایم خواب، موجم خفته باد
  

 آبی آرامشم آشفته باد

آب هستم؟ وای من مرداب به
   

 زندگی بخشم؟ نه، مرگ و خواب به

وای بر من، وای بر من، وای دل
  

  مانده در مرداب حسرت پای دل

پیچ و تاب رودم از درد دل است
 

برکه ازا ندوه دل، پا در گل است

گریه من، شرشر باران شده
  

غصه‏ ام در گریه‏ ها پنهان شده

دود داغم ابرها را تیره کرد
  

 آسمانها را سراپا تیره کرد

آب اگر شد اشک چشم از شرم شد
  
از خجالت‏ شور و تلخ و گرم شد

آب بودم، کربلا پشتم شکست
   

آبرویم رفت پستم، پست پست

حال از اکبر خجالت می‏کشم
   

  از علی‏ اصغر خجالت می‏کشم

 





[ یکشنبه 13 آذر1390 ] [ 10:0 ] [ ] [ ]

[ سه شنبه 8 آذر1390 ] [ 10:0 ] [ ] [ ]
درباره وبلاگ

گاهی دل، یاد یار آشنایش را دارد و بی تابی می کند...

دلنوشته های این گاه های دلتنگی، توشه های فردای ماست در پیمانی که بسته ایم.

و ترجیع بند نجوایمان با پدر، همان ندبه آدینه هاست:

«کی به هم می رسد ای یار، نگاه من و تو؟!»

...از دل گفتن و نوشتن، زیباست

برای یار آشنا سرودن، زیباتر است...

در دفتر کوچک دل، صفحه ای به او اختصاص دادیم

و اینجا، آیینه آن دل نوشته های غریبانه است

درددل های فرزند و پدر، خانوادگی است؛ اما کیست که فرزند او نباشد؟

همه هم خانواده ایم!

پس، ببینید و بخوانید و بگویید و بنویسید...

با همراهی شما در یاد کردن یار آشنا، ثابت قدم تریم...


لینک وبلاگ دوستان به منزله تایید محتویات آنان نیست.
امکانات وب